امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

جدایی

94-1-26 دلم میخواد تک تک عزیزانمو سفت به آغوش بگیرم و خوب حسشون کنم قبل از اینکه برام تبدیل به حسرت بشه.... بیست و چند روز پیش بود که رفتیم خونشون برای عید دیدنی... چه سبزه هایی سبز کرده بود... سبز بودن و هم  قد.. خنده های بلندش هنوز تو گوشمه که داشت برامون حرف میزد و می خندید... چند روز بعد هم اومدن خونه ما... روی کاناپه بزرگم نشسته بود...می گفت سرما خوردم... میوه هم نخورد حتی... می گفت هیچی بهم مزه نمیده... می گفت عید امسال اصلا برای ما اومد نداشت... با داداش بزرگم شوخی میکردن.. خالمو میگم... هنوز خیلی جوون بود... خیلی زود بود براش... به دخترش (عروس مون) گفته بود اصلا عید امسال برام مثل هر سال نیست... فقط دارم م...
26 فروردين 1394

میم الف دال ر

94-1-21 عزیزم سالهاست که روز مادر برام رنگی نداره.... حتی اگه خوب بگم باید بگم تیره ست برام... عزیزم درسته که با وجود تو چند سالی میشه که این روز تلخی سالهای قبلو نداره ولی هنوزمممم..... عزیزکم مادر فدای تو بشه که داری برای آنا جونت گل می بری... آنا جون مهربون که تو هرگز ندیدیش.... ولی اونقدر با احساس بهش گفتی "آناجون روزت مغارک"(مبارک خودمون) که نتونستم جلوی اشکامو بگیرم.... نازنینم دلم برای کی بسوزه. دلم که خاکستر شده ...  نازنین مادرم روزت مبارک... امروز بیشتر از هر روز آغوشت را تشنه ام... کاش بودی کنارمان... لبخندت برایم لذت تمام دنیا می بود اگر بار دیگر می دیدمش... ...
21 فروردين 1394

دلتنگی..

93-9-18 چند شب پیش دلم بدجوری گرفته بود...گریه آرومم نمی کرد.. عصرش آلبوم دیده بودم و یاد گذشته ها به همم ریخته بود.... حس میکردم باید بنویسم شایدآروم شم.. نوشتم و اشک ریختم.. اشک ریختم و نوشتم... شده این دلتنگی من.. از همه عزیزانی که مطلبمو میخونن و من ناخواسته باعث ناراحتی و آزردگی خاطرشون میشم واقعا معذرت میخوام.   واقعیت زندگی ما آدم ها گاهی اوقات خیلی تلخه. یادش بخیر...یاد اون روزایی که بچه بودیم یه خونه داشتیم با 1 حوض و 1 حیاط بزرگ پر از درخت.درخت آلوچه ..گیلاس..سیب... هلو.  چه کیفی می کردیم وقتی از درخت آلوچه بالا می رفتیم.. چه لدتی داشت خوردن گیلاس های شیرین و درشت درخت حیاطمون تو دل تابس...
18 آذر 1393
1